آموزش زبان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 10 شهریور ماه سال 1386

 

 

این نامه ای ست که از محل کارم به خانه پست کرده ام ، اگر دوست داشتید بخوانید....

 

 

 

سلام مازیار عارفانی.چطوری؟ خوبی؟ کجایی؟؟؟؟؟؟؟

 

 

وقتی کلنگ اوارستان را توی بلاگ اسکای زدم، با خودم عهد کردم که با کسی تعارف نداشته باشم، حتا با خودم... شعرهایم را فرستادم بروند مازیارستان  و مقاله ها و دلنوشته های ادبی ام توی اوارستان می ماند... ممکن است به هر چیزی گیر بدهم و حتا به خودم و احتمالا به خیلی ها... حتا به دوست ها و بچه محل ها و اساتیدم و شاعران خیلی خوب و بد و همکلاسی هایم و همخدمتی ها و بقال سرکوچه و کسانی که به من نان قرض دادند و به انها نان قرض دادم و... ولی قرار نشد بی احترامی کنم به کسی و کسی از دستم ناراحت شود... تمام چیزهایی را که اینجا می خوانید من می نویسم و ممکن است از این بابت خیلی منفور هم بشوم... ولی بی خیال... من حرف خودم را می زنم... خلاف جهت اب رودخانه شنا کردن را هم عاشقم...

 اما موضوع بحث امروز ما لباس و ارایش و عکس های فیگوراتیو و غیر فیگوراتیو و نوع سیگار کشیدن و... عده ی کمی از شاعران زن، پس ازشروع جریان دهه ی هفتاد و میزان تاثیرگذاری ان بر جریان های شعری و ارای منتقدین تا به امروز است... در نبردی که بین مدرنیست ها و پست مدرنیست ها از اوایل دهه ی هفتاد شروع شد همواره نشانه ای وجود داشت که بتوان این دو جریان را در شعر زن از یکدیگر تمیز داد...عکس های شاعران دهه ی هفتادی با روسری گره باز بود که نشان دهنده ی عصیان شعری شان بود، ولی پست مدرن های دهه ی هشتادی عموما بدون روسری عکس می گیرند و شعرشان دچار گسست فرهنگی شده است... رنگ جیغ رژلب های دهه ی هفتاد که نشان فریاد فرو خفته و اعتراضی پنهان در این عده از زنان بود ، هم اکنون بدل به رنگ های ملایمی گشته است که نشان دهنده ی اعتماد به نفس پست مدرنیست هاست... خوشبختانه منتقدین ما هم با این مقوله به خوبی همگام بوده اند... منتقدی را می شناسم که در عرض یکسال 8 مقاله برای 8 شعر و کتاب از 8 شاعر زن نوشته است و اگر به خوبی به این شاعران زن نگاه کنید ، می بینیدهیچ جای صورتشان نقص ندارد... خوشبختانه 80 درصد نقد ها ی کتاب مربوط به زنانی از این دست است... سایت ها حمایت فوق العاده ای می کنند... مطبوعات هرچند عکس های انچنانی نمی توانند درج کنند ، ولی  خب همواره دست به سینه اماده ی خدمت گذاری اند... وضعیت خیلی بهتر شده است... اگر اینطوری پیش برود شعر ما به میان مردم خواهد رفت و از انجایی که شعر این شاعران همواره باری فلسفی_اروتیک دارد به صورت رپ می شود در پارتی های فرهنگی _ دانس مورد استفاده و سواستفاده قرار گیرد...که هم سبب می گردد شعر دوباره به اغوش مردم باز گردد و هم کاری فرهنگی صورت گرفته باشد ... در این دوره خوشبختانه ، هردختری که کمی استعداد داشته باشد می تواند سریعا شاعر مطرحی شود... البته شعرهای این دوره بیشتر به سمت عکس_ شعر تمایل دارد تا شعر...و فرمولش هم اینگونه است که اگر شعر قوی بود ، عکس با روسری باشد اشکالی ندارد ، اگر متوسط بود باید روسری را برداشت ، اگر ضعیف بود باید تاپ پوشید و اگر خیلی ضعیف بود... راستی یادم رفت بگویم مجله های مد اروپا شنیده ام جدیدا مدل مو و لباس و ارایش را از توی سایت های ادبی ایرانی کش می روند و به نام خودشان تکثیر می کنند و به دنیا صادر می کنند... باید همتی کنیم و نگذاریم از سایت های ما اینجوری ژورنال درست کنند... من از صاحبان سایت های ادبی تقاضا مندم  که فکدی به حال این معضل بفرمایند... چون این دزدی دقیقا تکرار همان حادثه تلخی ست که فلسفه های اروپا اصولا تحت تاثیر بزرگانی مثل ملاصدرا و ابن سینا و سهره وردی و ... است که انها به شکلی دیگر در اوردند و به خورد خود ما دادند... ما این بار دیگر نباید گول انها را بخوریم...

خلاصه شعر عده ای از زنان ما خیلی تغییر کرده است...  

والسلام و نامه تمام.