<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[آوارستان]]></title>
		<link>http://arefani.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[پیرامون ادبیات رادیکال بومی و شعر دهه ی هشتاد]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[در دفاع از شعر نسل هشتاد(۳).]]></title>
					<link>http://arefani.blogsky.com/1387/07/11/post-35/</link>
					<description><![CDATA[<p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></strong></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font color="#ff0000">رامتین زارع: نابغه ای که شاید نمی داند نابغه است!</font></span></strong></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">او را در همین وبگردی های بی سر و صدایم پیدا کرده ام. یکی از همان بمب هایی که قرار است منفجر شود. نه تا به حال او را دیده ام و نه می شناسمش. او از سال 82 که وبلاگش راه افتاده کلی شعر نوشته. شعر ضعیف هم خیلی دارد. غزل، مثنوی، سپید، طنز و...ولی وقتی شعر خوب می نویسد ، موبه تن ادم سیخ می شود. وقتی خودش را می نویسد و جوری می نویسد که مال خود اوست، می فهمیم با شاعری جسور طرفیم که اگر مثل خیلی از شاعران ایرانی دچار مرگ زودرس نشود و خودش را کشف کند، می تواند بدل به یکی از شاعران موفق معاصر شود(شاید). که همه اینها حدس و گمان است. اما چیزی که قطعی به نظر می رسد ، این است که او در 5 سال اخیر حداقل بیش از 10 شعر خیلی موفق داشته که همین برای صحبت کردن ازاو کافی ست. البته بعضی از دوستان فکر می کنند منظور از شعر خوب، شعری ست که با انفجار بمب اتم بربابری کند و بعضی های دیگر هم فکر می کنند که شعر خوب باید اینه تمام نمای تئوری های بارت و دریدا و فوکو و... باشد و اگر نتوانست<span>&nbsp; </span>انها را دهن متبادر کند،مزخرف است. بعضی ها هم فکر می کنند شعر خوب را اعضا باند وجناح و تیم و ... خودشان فقط می گویند و لاغیر. ولی منظور من از شعر خوب هیچکدام اینها نیست. منظور شعری ست که در عین سادگی، چنان جسورانه عمل کند که ما غافلگیر شویم. شعر خوبی که تازگی اش در عجیب و غریب بودنش نیست ، بلکه رمز نو بودنش در اجراهای جدید و قابل تصور از جهان پیرامون قرار دارد.جسارت رامتین زارع را زمانی می شود درک کرد که با شعر کوتاهی چون این برخورد نمود و از خود پرسید : شاعر این شعر کوتاه کیست؟ چه قصدی از این شعر داشته و چطور جرئت کرده نام شعر را بر این نوشته بگذارد؟</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">«عملیات انتحاری من</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ترکاندن جوش‌های سرسفیدم است</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">جلوی وزارت دولت»</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">رامتین زارع در کارهای موفقش با به چالش کشیدن بنیان های مرسوم و مالوف، در چهارچوب های روایی و به شیوه خودش ، و با تکیه بر عناصر طنز ، جزیی نگری،<span>&nbsp; </span>و با عینیت گرایی کامل ، جهان پیرامون خود را به چالش می کشد و دیدگاهی انتقادی به عصر خود دارد. از مهمترین نکات اشعار او می توان به سادگی زبانی و ژرفای معنایی اثرش اشاره کرد. وی با به دور انداختن راوی- شاعر ، و جایگزینی راوی – کاراکتر در اثارش گامی موثر در نو کردن متونش برداشته که به نوبه خود یکی از شاخصه های اساسی شعر دهه هشتاد است. به هر حال ذهنیت و ذهنی گرایی یکی از بیماری های شعر امروز است و به نظر می رسد ذهنی گرایی در این دوره از تاریخ( ونه در دوره های دیگر) چندان به کار شعر نمی اید و شاعران جدید ایران می خواهند پس از قرن ها سلطه ی ذهنیت و ذهنی گرایی بر شعر ایران و حتی جهان ، مزه و طعم عینیت و عینی گرایی را زیر زبان و در درون شعر خود احساس کنند که این به اعتقاد من مهم ترین دستاورد نسل هشتاد برای شعر ایران است :</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">«محبوب من</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ای عشقت برای من محترم</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">راست بگو</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">در تنهایی چندبار گوز می‌دهی</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">آیا چس یواشکی‌ات خانواده را بی‌اعتماد نمی‌کند</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">توسط پنجره</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">آیا تو ان نمی‌کنی</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">آیا کونت را با دست چپت نمی‌شویی</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">چه‌طور دستت را بگیرم</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تو عشق منی فقط عشق منی</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">چرا بدنت مو در می‌آورد</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">سوگند می‌خورم تا شانزده سالگی نمی‌دانستم</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">شما هم مو دارید</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">پشم دارید</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">می‌رینید</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">گوز می‌دهید</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">چس می‌دهید»</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">وی در شعرهایش گاهی انقدر عصاینگر است که می ترسیم به ما هم پرخاش کند! اما شعر او نمای نزدیکی از جامعه امروز ایران است و این عصیان چندان بی دلیل نیست و به راستی او را باید در بعضی از شعرهایش فرزند زمانه خویش نام نهاد. شاید این شعر در نگاه اول خیلی ساده و فقط فحاشی به نظر برسد، اما در واقع اینگونه نیست و راوی دارد درباره چیزی صحبت می کند که حقیقت دارد. او در این شعر، زشتی ها و نا دیدنی های عشق خود را به تصویر می کشد و نشان می دهد که عشقش انسانی است و نه عشق افلاطونی. او دارد درباره کسی حرف می زند که عشق اوست و تعجب می کند از اینکه پیش از بلوغ تصور دیگری درباره زنان داشته است. روایت های منسجم و به دور از هنجارگریزی ها و گسست های کلیشه ای در شعرهای موفق وی یکی از نقاط مثبت کارنامه اش می باشد که سبب گردیده، کاراکترهای او تا انجا که امکان دارد واقعی وقابل لمس به نظر برسند. البته گاهی او با زیرکی معناهای مختلفی را در یک شعرکنار هم قرار می دهد که به راحتی نمی توان انها را از هم جدا کرد. مثلا شعر درخت، حکایت درختی ست که از روستا به شهر اورده اند ودر عین حال می تواند حکایت انسانی نیز باشد که سرنوشتش چنین مهاجرتی ست:</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">«بچه بود </span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">از روستا که آوردند</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">لباس گل گلی داشت</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">بعد تیپ سبز رنگی زد</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">بعد تیپ های مختلفی را تجربه کرد</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">بعد لخت شد </span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">...</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">بعد لباس گل گلی داشت</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">اما قبلش </span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">از روستا نیامده بود </span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">درخت»</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">او با زیرکی در این شعر ، دو روایت را در کنار هم قرار می دهد ، بدون اینکه بتوان انها را از هم جدا کرد و با جسارت محتوایی همچون مهاجرت روستاییان به شهر را پیش می کشد و با طنزی زیبا بیان می کند که وقتی دیرزمانی از این مهاجرت می گذرد، این روستایی دیگر انکار می کند گذشته اش را و می گوید قبلا از روستا نیامده! چنین اجراها و محتواهای بومی و دم دستی ای که وی در اثارش به کرات از انها استفاده می کند، سبب گردیده که متونش از بار عاطفی بالایی برخوردار باشند و مخاطب به خوبی بتواند با نوشته هایش ارتباط برقرار کند.او در شعرهای موفقش از گنده گویی، پیچیده گویی، پست مدرن بازی های الکی از نوع ایرانی، زبان بازی های بیهوده و ریسمان بازی و شعبده بازی با زبان و... می گریزد، و شعر را در نهایت سادگی به اجرا در می اورد.شاید مهمترین شاخصه اثار خوب او را باید در عینیت گرایی و پرهیز از تصاویر ذهنی عنوان نمود. جایی که او ذهنی گرایی و زبان بازی را کنار می کذارد ، ما مشاهده می کنیم که شعرهای موفقش سر بر می کنند:</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">«چه قدر حلال زاده ای </span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">اتفاقن همین الان ...</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">...</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span>&nbsp;</span>یعنی وقتی فکرم نیست </span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">یعنی وقتی صحبتم نیست </span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">چه قدر حرام زاده ای ؟</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">یعنی تمام لحظات تقریبن»</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">او به راحتی عقاید و خرافه ها را به سخره می گیرد برای استفاده ار لحن های تند و گاه زننده ابایی ندارد. او در شعر بالا مسئله حلال زاده بودن و از راه رسیدن و اتفاقا همین الان صحبتت بود و... را به راحتی مسخره می کند و در عین حال خیلی ظریف ، متاسفانه فرهنگ چاپلوسی ما را زیر سئوال می برد. فرهنگی که همواره با تملق و به به وچه چه کردن و هندوانه زیر بغل گذاشتن به هر طریقی همراه است. فرهنگی که متاسفانه و از قضا توی این فضای مجازی شعر تا دلت بخواهد پر است.</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">البته بعضی از شعرهای او در میانه راه عینیت و ذهنیت قرار می گیرند و او مجبور می شود حرکات زبانی نمایشی ای را به اجرا در اورد و در اینجاست که کمی از نو بودن و بکربودن شعرهای زارع کم می شود، ولی با اینحال شعرجرئت و جسارت را خودش را حفظ می کند و مولفه های دیگر همچنان بار تازگی شعر را به دوش می کشند:</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">«مرد در کار خانه کار می کند</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">زن در خانه کار می کند</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">مرد یک بار بیش تر کار می کند </span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">زن اگر به زبان ته دیگ ماکارونی حرف بزند</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">مرد شاشش بوی خورشت کرفس میدهد</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">زن لیوان را چای می کند</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">مرد لیوان را خای می کند</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">یعنی اندازه ی (( ل )) تهش می ماند</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">زن دامنش </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">۶۹</span><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> چین دارد</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">مرد می بیند بغل دستی دارد</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">زن دگی قاعده گی حامله گی با کره گی</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><span>&nbsp;</span>مردگی خان گی ترکیدگی دوزندگی</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">مرد هر </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">۴</span><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> روز ریش می زند</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">زن کف وسط اتاق می کند</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">مرد می کشد </span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">زن باردار است</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">مرد باردار است</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">زن می کشد</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">......</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">......</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">......»</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">به هر حال همانطور که گفتم، رامتین زارع، شعر ضعیف خیلی بیشتر از شعر قوی دارد و این اواخر نیز کمی از قدرت کارهایش کاسته شده است و به نظر می رسد خودش را باور نکرده است و نمی داند که کیست، بنابراین وی اگر می خواهد از این پس در سطح اول شعر گام بردارد ، باید از نوشته های ضعیف خود دل بکند و انها را شاید به کناری بیاندازد و به چیزی بپردازد که می تواند او را ویژه و متفاوت جلوه دهد. او باید بعد از این حواسش به نوشته هایش بیشتر از اینها جمع باشد و هر چیزی را ارائه ندهد، وگرنه می شود به حرفه ای بودن او شک کرد.وی باید بیش از پیش به مولفه های منحصربه فرد شعر خود و دوره خود، از جمله عینیت و عینیت گرایی اگاهی پیدا کند و بداند که چشم هایی هستند که او را می بینند و پیدایش می کنند، از این رهگذر برای او ارزوی موفقیت می کنم و امیدوارم از این پس حرفه ای تر و با تعمق بیشتری به مقوله شعر بنگرد و خود را باور کند.در پایان با هم شعر کوتاه دیگری از او را می خوانیم:</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">«من اگر برخیزم</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تو اگر برخیزی </span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">همه بر می خیزند</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">وقتی سرود ملی جمهوری اسلامی ایران قرائت شد»</span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"></p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp; و البته یک شعر بلند از او که با&nbsp;کلیت ساختاری اش&nbsp;چندان موافق نیستم&nbsp;، ولی چه کنم که باز هم می شود چهره شاعر موفق را در ان دید:&nbsp;&nbsp;</p><p></p><p>من عراقم<br />تو اگر ایرانی<br />به من بچسب<br />تا با هم عرق بکنیم.</p><p>اگر همین‌طور تا آخر<br />کش ورها بخواهند بچسبند<br />جزیره شده‌اند!</p><p>وقتی دورم هستی. خشکی‌ایم <br />وقتی بغلم هستی. شبه جزیره‌ایم<br />رفیقم هم بیاورم<br />فدراتیو عرقستانی!</p><p>عرق ملی<br />همان ما الشعیر بدون الکل است<br />که توی مغازه<br />مغزت را عاجز نمی‌کند<br />بعد<br />به تو می‌گویند: الجزیی کثافت!</p><p>من اگر بشوم<br />تو اگر بشوی<br />همه می‌شوند.</p><p>شهید همت. شهید باکری. شهید شرع پسند.</p><p>لبانت شیمیایی می‌کند<br />و آتش بازوانت<br />آنقدر داغ است<br />که خیابان‌ها عقب نشینی می‌کنند<br />شهرداری مدیون توست.</p><p>کش ها هم دیگر را هل می‌دهند<br />با نوار قلبی هم ور می‌روند<br />چند تایی شان در آفریقا آنفاکتوس می‌کنند!</p><p>بوی کود شیمیایی و ادکلن<br />مرزها را مهدود کرده<br />و این در چار پنجم مجلس<br />به تصویب نرسیده بوده.</p><p>:هو آمریکا انقد هل نده<br />:هو ایران خودت هل نده.</p><p>وقتی دو رییس جمهور<br />سر مرز می‌ایستند<br />ما هم سایه‌ای هستیم<br />ولی هم آفتابی بهتر است<br />:آقای رییس جمهور برای گرمی هوا چه تدبیری اندیشیده‌اید؟</p><p>مرز درخت. ریشه است در زمین<br />درخت هم<br />سایه‌ی متجاوزیست.</p><p>من عراقم<br />تو اگر ایرانی<br />من چسبیده‌ام به تو<br />تا مادران شهیدت<br />عرق از چشمشان بریزد<br />تا تنگه‌ی هرمز یک آن به خود بیاید<br />تا خلیج الفارس الپارس بشود.</p><p>تا کوهان های شتر افق را تغییر می‌دهند<br />مارها مرزهای سیارند.</p><p>عرقستانی‌های تجزیه طلب<br />اعتقادشان مارستان بود<br />کویر ترکستان بود.</p><p>سر مرز دو درخت<br />سایه<br />از قضا ما به هم خوردیم<br />معاشقه عربستان شد.</p><p>چند کش در کش ور<br />چند ور در کش ور<br />این عاقبت کش ور رفتن است.</p><p>من عراقم<br />تو اگر ایرانی<br />تو چسبیده‌ای به من<br />و هی هل می‌دهی.</p><p>من اگر عرق<br />تو اگر عرق<br />همه عرق می‌کنند.</p><p><br /></p><p>&nbsp;</p><p><font color="#ff0000">مهرداد فلاح:</font>&nbsp;</p><p>با شعر های این شاعر آشنا هستم و زمانی در وبلاگش برایش چیزی نوشته هم بودم.به نظرم چیزی که در شعر های او چشم گیر است ، نوعی طنز متمایل به هزل باشد.دریافت های خلاقی دارد ،ولی هنوز در زبان و فرم شعر پختگی به دست نیاورده...<br />&nbsp;</p><p><font color="#ff0000">ابوالفضل حسنی:</font>&nbsp;</p><div style="DIRECTION: rtl">اساس مشکل را متین این است (چیزی که شعر هایش می گوید) هنوز دارای یک سیستم شعری نیست یا به گونه ای هنوز در نیافته است که می تواند دارای یک سیستم شعری پیشنهاد دهنده باشد این است که من در کارهایش پراندگی شا خصه ای می بینم یعنی اگر ده شعر از این ادم را ما ور داریم و بخوانیم نمی توانیم شا خصه ها ی مشترک و فراگیری را از دل انها بیرون بکشیم تا قبول کنیم که با یک شا عر سبک دار طرفیم دریا فتها و حرکتهای خلاقه ای در مجموعه ای کارهاش مشهود است اما این دریافتها در لابلای متنها ول و سر گردان افتاده اند و متن را تا حد یک &nbsp;پیشنهاد &nbsp;بالا نمی برند و از متن ها کا ملن مشخص است که شا عر خوب ما شدیدن تند نویس و شهودی نویس است و بعد از افرینش سعی در حذف صوتی های متنش نمی کند و این در واقع به خاطر این است که هنوز به یک دستگاه شعری مومن نشده است تا بعد از نوشتن زواید متن را بزند بنا براین متنهاش به این ور انور هم می زند اما انجا ها که به خودبسنده است خلاق و تیز می نماید رامتین اگر قرار است حرفه ای کار کند باید بتواند با تیز بینی از تو امان این لایه های خلاق به یک ایده شعری دست پیدا کند تا ذهنش را بر اساس ان تربیت کرده و تازه ! راه درازی را در پیش بگیرد&nbsp;&nbsp;</div><div style="DIRECTION: rtl" align="center">&nbsp;</div><div style="DIRECTION: rtl" align="center"><font size="5"><strong>&nbsp;</strong></font></div><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%" align="center"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font color="#000000"><font size="5"><strong>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; </strong></font><a href="http://maziarestan.blogfa.com/"><font size="5"><strong>مازیارستان&nbsp;</strong></font></a></font></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font color="#ff6600" size="5"><strong>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</strong></font></span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%" align="center"></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%" align="center"></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%" align="center"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font size="5"><strong>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; باشعرشماره<font color="#000000">&nbsp;</font></strong></font><a href="http://www.blogsky.com/cp/weblog/post-25.aspx"><font color="#ff6600"><font size="5"><strong><font color="#000000">4)</font> تریلی</strong></font></font></a><font size="5"><strong>&nbsp;</strong></font></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font size="5"><strong>به روز است&nbsp;</strong></font></span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%" align="center"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font size="5"><strong>&nbsp;</strong></font></span></p><p dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%" align="center"></p><!--
				    	<div class="hl"></div>
				    	<b>پاسخ:</b><br />
				    	
			    	-->]]></description>
					<pubDate>Thu, 2 Oct 2008 22:59:44 GMT</pubDate>
					<comments>http://arefani.blogsky.com/Comments.bs?PostID=35</comments>
          <guid>http://arefani.blogsky.com/1387/07/11/post-35/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
